خرداد ۰۴۱۳۹۸
 

دانلود متن از اینجا: یقین_ترجمه_حامدصفاریان

 

این متن را با هدف خاصی ترجمه کرده‌ام که در پی بدان اشاره خواهم کرد، اما فارغ از آن هم این مقاله می‌تواند برای علاقمندان خواندنی باشد. 

ترجمۀ این متن در اصل به‌منظور تدارک مبنایی بود برای بحث‌های مناقشه‌برانگیزی که پیرامون ارتباط زبان و فلسفه در کانال تلگرامی ایدئالیسم آلمانی و ذیل هشتگ «#مناقشۀ_زبان_و_فلسفه» درگرفته بود. هدف من از مطرح‌کردن بحث یقین و ارتباط آن با حقیقت در راستای فراهم‌آوردن تمهیداتی فلسفی بود برای توجیه ضرورت، اهمیت، چرایی، و چگونگیِ آموختن زبانِ متون به‌مثابۀ یکی از لوازم فلسفه‌ورزی برای «ما». ضرورت عمق‌بخشی به این بحث خودبخود مناقشات و منازعات بسیاری را نیز در میان مخاطبان برانگیخت، و نقدها و نظرات مفیدی را نیز در پی داشت. همین نکته سبب شد تا من هم‌زمان با پیشبُرد تدریجی آن مباحثات، متن‌هایی برگزیده را نیز در کانال قرار دهم تا بتوانم بر مبنای آن متون به ایضاح نظری مواضع خود بپردازم. البته انتخاب این متون دلبخواهی نیست، بلکه معیار آن همانا انطباق با پارادایمی است که من می‌کوشم نظرات خود را هم‌خوانْد با آن منسجم سازم، و مسائل و دغدغه‌های خود را به محک آن بسنجم. متن حاضر از این منظر مدخل مناسبی برای بحث من دربارۀ یقین است. 

مهر ۰۶۱۳۹۴
 

برای دانلود کتاب بصورت کامل اینجا کلیلک کنید: دانلود فایل pdf

 

از متن: درآمدی بر ویراست یکم

این یادداشت، در ابتدا، به اختصار و ایجاز، نظری افکنده است به خصوصیات متون هگل و شرایطی که لازم است تا امکان ترجمه‌ای کامیاب از این متون، در زبان فارسی فراهم آید. با به عاریت گرفتن مفاهیم «جسم»، «روح» و «جان» و تشبیه ویژگی‌های متن اصلی به آن‌ها، تلاش شده است تصویری از خصوصیات متون هگل در زبان‌اصلی، به دست داده شود. ویژگی‌هایی که باید در فهم نوشته‌های هگل و همچنین در برگردان آن‌ها به فارسی پیش چشم باشد.

نخست، متون مورداشاره دارای نوعی جسم شمرده شده‌اند: ساختار زبان مبدأ و مقصد، واژه‌پردازی، دستور زبان و روساختی که روی‌هم‌رفته در حکم صورت، حامل معنا هستند. شناخت این جسم، در درجۀ اول و بِالذات – و به‌منزلۀ یک «رسانه» – برای درک منظور هگل، و در مرتبۀ دوم و بِالعَرَض برای انتقال آن به زبان مقصد (فارسی) لازم است. خصلت‌های زبان‌شناسیک متون هگل و ظرافت‌هایی که در کار ترجمۀ آن – با عنایت به تفاوت بین آلمانی و فارسی– وجود دارد، در این گام، مطمح نظر است.

سپس معنا یا روح متن  که در کالبد جسم حضور دارد، و انتقال آن در ترجمه، مورد واکاوی واقع شده. این که هر برداشت و برگردانی، لامحاله به فهم و تفسیری از متن هگل پشت‌گرم است؛ فهمی که در غیاب آن، مترجم نه قادر است متن را درک کند و نه، بالطبع، خواهد توانست آن را به زبان دیگر نقل کند.

در گام سوم، جسم و روح متن را برای نیل به ترجمۀ مطلوب ناکافی دانسته‌ایم و به انتقال جان کلام انگشت تأکید نهاده‌ایم. همان‌طور که در متون هگل، توانِ زبان را در به حرکت درآوردن مفاهیم و جان دادن به اندیشه‌ها شاهد هستیم، انتظار داریم که مترجم توانا از عهدۀ انتقال این جان و طراوت و زندگی، به برگردانِ فارسی آن‌ها برآید. این کار را دشوار اما ممکن شمرده‌ایم و آن را در سایۀ اجتهاد در نص، و تکاپو برای انتقالِ جانِ متن به فارسی، جست‌وجو کرده‌ایم.

در پایان، فراهم آمدن شرایط نقد ترجمه‌ها و تفاسیر و اتکای آن‌ها به متون و برداشت‌های دست‌اول و اصیل را، که از تألیف – و نه اقتباس – مایه گرفته باشد، یا به‌عبارت‌دیگر، یک هگل‌شناسیِ بسامان در زبان فارسی را، شرط لازم و مقدمه‌ای قلمداد کرده‌ایم که در سایۀ آن امکان ترجمۀ شایستۀ متون هگل میسر می‌شود. امری که مع‌الأسف هنوز در فضای زبان فارسی بسیار نوپاست.

با هدف فتحِ بابِ اجتهاد در متونِ هگل، ترجمۀ مقدمۀ کتاب «پدیدارشناسی روح»، در قالب پروژه‌ای کارگاهی در فیس‌بوک آغاز گشت. ادامۀ نوشتار حاضر، ویرایش نخست از ترجمۀ بند اول این مقدمه، مشتمل بر یازده جملۀ نخستینِ کتاب است[۱]. پیشرفت این پروژه منوط به میزان استقبالی است که از این فعالیت و نتایج آن بعمل آید. این تلاشی است برای ارائۀ روشی تازه در مواجهه با متن و تشویق همگان برای پای نهادن به درونۀ فلسفۀ هگل، هم، درعین‌حال، محصول تلاش و تأمل جمعی همۀ عزیزانی است که در تکمیل این پروژه مشارکت دارند. از آن مهم‌تر این فرایند در منظر و مرئای صاحب‌نظران و اهل‌فن پیش می‌رود و بختِ آن را خواهد داشت تا مورد نقد و نظر این عزیزان واقع شود و از این رهگذر قوام و قوّت یابد.

روشن است که نمی‌توان هیچ ترجمه‌ای را بهترین و آخرین ترجمه دانست، از همین رو، یادآوری این نکته ضروری است که این ترجمه و فهمی که شرح و تفسیر ما بدان پشت‌گرم است صرفاً پیشنهاداتی هستند محتاجِ نقد و نظر خوانندگان و صاحب‌نظران ارجمند. باز، به‌رغم همۀ تلاش و دقتی که در آماده‌سازی این ترجمه مصروف شده، نتیجۀ کار خالی از اشکالات صوری و محتوایی و یحتمل نابسندگی‌هایی در فهم و تفسیر (که ناگزیر با ترجمۀ متن در هم آمیخته) نخواهد بود. واقعیت این است که کار تهیۀ این متن دشوارتر از آنی بود که می‌نمود و از اینرو به درازا کشید. با این‌حال و برای این که این نوشتار بیش از این از نقد و نظر صاحبنظران بدور نماند، ویراست حاضر علی رغم کاستی‌های آن عرضه می‌گردد. ویراست دومی از این نوشتار نیز در دست تهیه است که امید است کاستی‌های ویراست نخست در پرتو مشارکت اهل‌فن رنگ بازد و حاصل کار، مفید فایده واقع شود.

لازم می‌دانم از دوست عزیزم آقای عبدالوحید بیات به خاطر همکاری در ترجمه، حکّ و اصلاح ترجمۀ فارسی از راه پیشنهادات مفیدی که عرضه کردند و همچنین برای ویرایش کلّ متن، تشکر کنم. در این کار بسیار کسان دیگری نیز، با ارائۀ نظرات سازنده در «کارگاه ترجمۀ هگل» و بیرون از آن، یاری‌مان کردند که نام بردن از همۀ ایشان این وجیزه را دراز خواهد کرد. پروندۀ این تلاش‌ها در کارگاه مضبوط است[۲] و همچنان مفتوح و قابل بازبینی.

حامد صفاریان

شهریور ۱۳۹۴

پی‌نوشت درآمد ویراست یکم:

[۱]  باید به این نکته دقت داشت که پیشگفتار (Vorrede) کتاب متنی مستقل بشمار می‌آید و پس از تکمیل کتاب نگاشته شده به آن افزوده می‌گردد. این موضوع در مورد پیشگفتار کتاب «پدیدارشناسی روح» نیز صدق می‌کند. به این ترتیب بدنۀ متن در اصل با مقدمۀ کتاب (Einleitung) آغاز می‌گردد.

[۲] https://www.facebook.com/groups/571346653008121/

close